به سوی ظهور

به سوی ظهور

به سوی ظهور

به سوی ظهور

ترویج خواب و رویا در جریان احمد الحسن بصری
دعوت به استخاره برای انتخاب مذهب در جریان مدعی یمانی


جریان مدعی یمانی


در مقاله اول، بعد از ذکر نشانه‌های حتمی ظهور، به معرفی یمانی، اقوال مختلف در فاصله بین قیام یمانی و ظهور امام عصر، و وظایف شیعیان هنگام قیام یمانی، پرداخته شد. در مقاله دوم، به نام، نسب، مذهب یمانی اشاره شد. در مقاله سوم ازسلسله مقالات معرفی نشانه‌های حتمی ظهور، به زمان قیام یمانی، و معنای همزمانی خروج یمانی و سفیانی، پرداخته شد. در مقاله چهارم، به مکان قیام یمانی و بیان دیدگاه مشهور، پرداخته شد.

در مقاله پنجم، به اهداف و سیر حرکت قیام یمانی، پرداخته شد. در مقاله ششم، به بخش از مهمترین سوالات و ابهامات حول قیام یمانی، اشاره شد. در مقاله هفتم، به سوالات و ابهامات دیگر، از جمله، معیارهای شناخت مدعیان دروغین یمانی، وحرمت تطبیق قطعی یمانی قبل از ندای آسمانی، اشاره شد، که در ضمن آن، به نقد و بررسی دیدگاه های جریان مدعی یمانی در عصر معاصر، جریان احمد الحسن بصری، نیز پرداخته شد.


در این بخش و مقاله هشتم، به دیگر مبانی و اصول جریان مدعی یمانی از جمله ترویج افراطی خواب ورویاء و توسل به استخاره، پرداخته خواهد شد. البته اگر چه با مطالعه سلسله مقالات گذشته و معرفی ویژگی‌ها و مختصات واقعی قیام یمانی، خودبخود و به طور طبیعی، بطلان دعوت مدعی یمانی و جریان احمد الحسن بصری، آشکار می‌شود، لکن نقد و اثبات بطلان مبانی جریان یمانی دروغین، ضروری است و از طرفی شباهت ادله دعوت این جریان با فرقه های استعماری همچون فرقه قادیانی و بهائیت، برای مخاطبان، موجب شگفتی خواهد بود. این مقالات، می‌تواند، مرجع مناسبی در فضای وب و اینترنت، برای شناخت مدعیان دروغین مهدویت، مورد استفاده، قرار گیرد.


انکار علم رجال، درایه و فقه الحدیث

اولین گام و یکی از مهم‌ترین مولفه‌های پیروان و انصار احمد الحسن، در بحث تبلیغ و اثبات دعاوی خویش، رد و انکار علم "رجال الحدیث" است، زیرا می‌دانند که علم رجال، همچون سدی محکم جلوی انحراف از روایات و احادیث است، بنابراین مبلغان این جریان از‌‌ همان اول می‌گویند که ما چیزی به نام علم رجال نداریم.


اگر پیروان احمد بصری کمترین مطالعه‌ای در حوزه تاریخ داشته باشند و مطالعه آن را نیز بدعت ندانند متوجه می‌گردند که در طول تاریخ و خصوصا در دوران صدر اسلام، برخی افراد طماع و شیاد بودند که با دریافت طلا و مبالغی مأموریت داشتند به نفع خلفای بنی‌امیه روایت جعل نمایند و تمام این روایات مزین به قال النبی(ص) می‌باشد.
به عنوان نمونه، روایتی از پیامبر نقل شده است که خداوند، جبرئیل، من (پیامبر) و معاویه را بر وحی خود، امین دانست و نزدیک بود که معاویه به خاطر فراوانی حلمش و امین بودنش بر کلام الهی، به پیامبری مبعوث شود. درحالیکه جعلی بودن این حدیث، بر هر صاحب عقل و خردی امری واضح و مبرهن است. حال آیا عقل سلیم می‌پذیرد، هر حدیثی را پذیرفت؟
مضاف بر اینکه، گاهی امامان در مقام تقیه به سر می‌بردند و سخنان خود را در لفافه بیان می‌نمودند لذا لازم است معیارهای چون: راوی حدیث، شرایط زمان و مکان، فضای صدور احادیث و سایر قرائن علاوه بر قرینه سندی، مورد بررسی قرار بگیرد تا صحت و سقم حدیث، مورد بررسی، قرار گیرد.


امام صادق در مورد مُغَیرة بن سعید که یکی از غالیان زمان حضرت بود، اینگونه می‌فرمایند: مغیرة بن سعید در کتاب‌های اصحاب پدرم (امام باقر)، روایاتی را وارد کرد که پدرم آن احادیث را نفرموده بود.

أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یَقُولُ: لَا تَقْبَلُوا عَلَیْنَا حَدِیثَنَا إِلَّا مَا وَافَقَ الْقُرْآنَ وَ السُّنَّةَ أَوْ تَجِدُونَ مَعَهُ شَاهِداً مِنْ أَحَادِیثِنَا الْمُتَقَدِّمَةِ فَإِنَ‏ الْمُغِیرَةَ بْنَ‏ سَعِیدٍ لَعَنَهُ‏ اللَّهُ‏ دَسَ‏ فِی‏ کُتُبِ‏ أَصْحَابِ‏ أَبِی‏ أَحَادِیثَ لَمْ یُحَدِّثْ بِهَا أَبِی فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لَا تَقْبَلُوا عَلَیْنَا مَا خَالَفَ قَوْلَ رَبِّنَا تَعَالَى وَ سُنَّةَ نَبِیِّنَا مُحَمَّدٍ فَإِنَّا إِذَا حَدَّثْنَا قُلْنَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّه‏. [1]


بر ما تنها حدیثی را بپذیرید که با قرآن و سنت موافق باشد یا همراه آن شاهدی از احادیث پیشین ما بیابی؛ چون مغیرة بن سعید که نفرین خدا بر او باد، در کتابهایِ شیعیان پدرم احادیثی را که نفرموده بود، جای داد؛ پس از خدا پروا کنید و آنچه را که با سخن پروردگارمان و سنت پیامبرمان مخالفت دارد، به ما نسبت ندهید؛ زیرا ما هرگاه حدیث نقل می‌کنیم، می‌گوییم: خدای عز و جل فرمود؛ رسول خدا(ص) فرمود.


بنابراین، در بررسی حدیث اهل بیت، علم رجال و فقه الحدیث، ضروری و واجب است؛ لکن، آنچه بایددر علم رجال حدیث، بدان توجه کرد، دو مطلب است: اولا: ضعف سند حدیث دلیل بر عدم صدور آن از معصوم نمی باشد. ثانیا: صحت سند حدیث دلیل بر صدور آن از معصوم نمی باشد. بلکه باید در کنار قرینه سندی، سایر قرائن از جمله، فضای صدور روایت، زمان و مکان آن و عصر صدور روایت و اقول دیگر مذاهب اسلامی، بررسی شود و آنگاه به صحت و یا سقم حدیث، نظر داد.


ترویج خواب و رویاء

یکی دیگر از مهم‌ترین ادله‌ پیروان احمد الحسن بصری یمانی، ترویج افراطی خواب و رویاء است و عنوان می‌کنند که: شما نیت کنید، احمد الحسن را در خواب ببینید و یک سری اذکار "من در آوردی" نیز به شخص می‌دهند که بخوانید و سه روز هم روزه بگیرید، امام زمان به خواب شما می‌آید و می‌گوید با پسر من، بیعت کنید.

اتفاقاً خیلی‌ها هم اینکار را کردند و در خواب چیزی ندید. گرچه بر فرض محال اگر کسی در خواب چیزی ببیند، خواب، حجیت ندارد. و طبق آیات قرآن و احادیث، شیطان با اولیاء خود، الهاماتی دارد و هنگام خواب، شیاطین به انسان ها حمله می کنند. و اصولا، مگر "انتخاب دین" در خواب بوده است که ادامه آن، نیز با خواب باشد؟


سوال از پیروان احمد الحسن بصری، این است که: چرا افراد را به خواب گرایش میدهید؟ سوق افراد به خواب و ایمان به احمد الحسن از طریق خواب در حالی که امام صادق(ع) در این خصوص می فرماید:

... َإِنَّ دِینَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَعَزُّ مِنْ أَنْ یُرَى فِی النَّوْم . [2]

... دین خداوند برتر از آن است که در خواب دیده می‌شود ـ .


علاوه بر این، حتی شخص مدعی یمانی(احمد بصری) و یارانش، این نکته را قبول دارند که اجنه و شیاطین می توانند خواب سازی کنند و خود را به جای معصوم نشان بدهند. [3] شیخ مفید نیز، می فرماید:

و مع ذلک فإنا لسنا نثبت الأحکام الدینیة من جهة المنامات. [4]

در مذهب شیعه، احکام دینى را به وسیله رؤیا و خواب اثبات نمى‌‏کنیم.


بنابراین، تردیدی در این امر وجود ندارد که شیاطین می توانند برای انسان ها خواب سازی، نمایند و به تعبیر عامیانه آنها را خواب نما، کنند. که در آیاتی از قرآن اشاراتی به این مطلب شده است. [5] و اگر به فرض، رویایی نیز در مدح این جریان، دیده شود،حمل بر رویای شیطانی، می گردد.


همچنین، در روایات متعددی تصریح شده، که مؤمن نیز خواب‌های آشفته دارد و همیشه رویاهای او صادقه نمی‌باشد. به عبارت دیگر، اینچنین نیست که یک فرد به صرف ایمان و تقوا،هیچ گاه خواب اشتباه و بدون تعبیر و یا القائات شیطانی نبیند. شیخ صدوق در روایتی از امام صادق، چنین نقل می‌کند:

قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ الْمُؤْمِنُ یَرَى الرُّؤْیَا فَتَکُونُ کَمَا رَآهَا وَ رُبَّمَا رَأَى الرُّؤْیَا فَلَا تَکُونُ شَیْئاً فَقَالَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا نَامَ خَرَجَتْ مِنْ رُوحِهِ حَرَکَةٌ مَمْدُودَةٌ صَاعِدَةٌ إِلَى السَّمَاءِ فَکُلَّمَا رَآهُ رُوحُ الْمُؤْمِنِ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاءِ فِی مَوْضِعِ التَّقْدِیرِ وَ التَّدْبِیرِ فَهُوَ الْحَقُّ وَ کُلَّمَا رَآهُ فِی الْأَرْضِ فَهُوَ أَضْغَاثُ‏ أَحْلَام .... [6]


محمد بن قاسم نوفلى گوید: به امام صادق گفتم چه بسا، مؤمن خوابى بیند و همان طور واقع شود و بسا خوابى بیند و اثرى ندارد؟ فرمود چون مؤمن بخوابد از روحش حرکتى تا آسمان بکشد و هر چه را روح مؤمن در آسمان که محل تقدیر و تدبیر است بیند حق است و هر چه را در زمین بیند، اضغاث و احلام آشفته است ... .


ترویج افراطی استخاره

یکی دیگر از دلایلی که مبلغان جریان احمد الحسن بصری، یمانی دروغین، استفاده می‌کنند باب "استخاره" است که عنوان می‌کنند: شما نیت کنید، کتاب قرآن، را باز کنید، خود قرآن شما را راهنمایی می‌کنند. استخاره‌هایشان نیز این گونه است که به سود خود تعبیر می‌کنند و کاملا عوام فریبانه است یعنی اگر خوب بیاید می‌گویند: احمد الحسن بر حق است و اگر بد بیاید می‌گویند: شما، در نیت خویش، صادق نبودید و اگر به احمد الحسن ایمان نیاورید، دچار بلا می‌شوید.


نباید این اصل فراموش شود که استخاره نیز مثل خواب، حجت شرعی، نیست. و تنها بعد از تحقیق و مشورت و مطالعه در جوانب امر، آن هم در موارد محدود، باید به استخاره، مراجعه شود. و اصولا، ترویج استخاره، بدون مشورت و استفاده از عقل، مخالف مبانی اسلامی است و ما در اسلام برای انتخاب دین و مذهب با استخاره سفارش نشده ایم. بلکه مطابق فتوای علما و کارشناسان دینی، اصول دین، باید آگاهانانه و با بینش انتخاب شود. از طرفی، در عصر حاضر، که می توان، به آراء و نظریات این شخص (مدعی یمانی و نیابت خاص امام عصر)، دست یافت و راه حق را انتخاب کرد، دیگر چه نیازی است که دین مان را با استخاره، انتخاب کنیم؟


دعوت به مناظره و مباهله

پیروان احمد الحسن بصری، مدعی دروغین یمانی، مخالفین خویش را به مناظره و گفتگوی علمی، فراخوانده‌اند، لکن غافل از اینکه، شخص موسس این جریان، احمد اسماعیل بصری، ناتوان از پاسخ به برخی از مسائل پیش و پا افتاده علمی و فقهی می‌باشد.

به عنوان نمونه به ماجرای درخواست گفتگو و مناظره یکی از مراجع قم با وی، چنین است:


"خبر احمد الحسن بصری به یکی از مراجع مقیم در قم، می‌رسد. ایشان، در ابتدا، فکر می‌کنند که احمد الحسن، جوانی است که امر، بر او، مشتبه شده است. آن مرجع، تصمیم می‌گیرند وی را آگاه کرده که احمد الحسن، به مرگ جاهلی از دنیا نرود. ... در ادامه، آن مرجع، در می‌یابد که قضیه فرا‌تر از مشتبه شدن امر است و این شخص با تاسیس فرقه و جریان، در پی گمراهی و اضلال است. این عالم عظیم الشان، می‌فرماید: خب بگویید کجا هستید من به حضور شما، بیایم. احمد الحسن در پاسخ، می‌گوید: شما می‌خواهی آدرس مرا پیدا کرده و مرا به قتل برسانید. آن مرجع، مجددا می‌فرمایند: که یک کشور سومی پیدا کنید تا در آنجا با هم مناظره کنیم ولی احمد الحسن، کناره گیری می‌کند. آن مرجع در نهایت، می‌فرماید: من ۴۰ جلد کتاب در فقه نوشته‌ام، شما اشکالات کتاب مرا بگویید، مگر شما امام سیزدهم، نیستید و عصمت، ندارید؟! احمد الحسن در پاسخ، جمله مضحکی بیان می‌کند: من وقت خواندن کتاب شما را ندارم. درحالیکه اگر بر فرض محال، احمد الحسن، عصمت داشت با علم الهی، سریعاً باید می‌گفت در جلد فلان، صفحه فلان، مشکل دارد." بنابراین، ادعای واهی و پوچ مناظره و گفتگو، به همین سادگی، رنگ باخت.


در مقاله آینده به مشترکات فرق انحرافی مهدویت و بویژه شباهت این جریان احمد الحسن بصری و مدعی یمانی و نیابت خاصه امام عصر، با فرقه های استعماری، اشاره خواهد شد.

 


[1]. مجلسی، بحارالانوار، ج 2، ص 250

[2]. کلینی، الکافی، ج ‏3، ص 483

[3]. الجواب المنیر ،ج 1-3 ص 321

[4]. شیخ مفید، الفصول المختارة ،ص 130

[5]. سوره مجادلة، آیه 10، سوره الانعام، آیه 112

[6]. شیخ صدوق، جامع الاخبار،ص172


  مصطفی امیری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی